تبليغاتX
طـلـبه، سپــیـد، یـادداشــت هـای یـک طـلـبه

نفر دوم از سمت راست استاد ماست!

۱. ساعت حدودا ۶ بعد از ظهر است با استاد تماس میگیرم و میگویم در ترافیک هستم، استاد هم میگوید هنوز نرسیده است و او هم در ترافیک است!

۲. از کنار درخت توت میگذرم و به ورودی پشت صحنه میرسم کسی آنجا منتظر من است، میگوید آقای سلیمانی؟ میگویم بعله مرا میبرد داخل استاد جلو می آید میگوید: این حسین آقای ما از طلبه های هنرمند قم هستند، البته بدون لباس روحانیت،  آقای دژاکام میگوید: میپوشن ایشاللا، تا میگوید طلبه انگار همگی حالتی میان تعجب و ترس سراغشان می آید، استاد به تک تک عوامل معرفی ام میکند، کلی تحویل میگیرند شاید هم میترسند آمارشان را جایی بدهم از کار بی کار شوند شاید هم... نمیدانم! تعجب میکنم پیرمرد ۶۵ ساله چنان یک جوان ۲۱ ساله را تحویل میگیرد که...!

آقای دژاکام يا همون بابای پويا تو ترانه مادری!

۳. تئاتر تمام میشود آقای دژاکام میپرسد چطور بود؟ دلم نمی آید زحماتش را نادیده بگیرم برایش کلی کلاس میگذارم و میگویم: به عنوان یک طلبه کار شما رو پسندیدم و فکر میکنم خیلی عالی بود خوشحال میشود و میگوید: خدارو شکر!!!

بعد نوشت:

۱. چیزی که خیلی ناراحتم کرد این بود که نتونستم گل بخرم واسه استادمون خیلی ناراحتم اولش گل فروشی پیدا نکردم بعدم که دیگه دیر شده بود!

۲. چیزی که مشاهده اش مشکل مینمود استفاده بی رویه از سیگار بود پشت صحنه را انگار سیگار میچرخاند، و اگر نباشد هیچ...

۳. خیلی سخته توی ی محیط معروف به طلبه بشی این بار آدم رو سنگین میکنه و برخوردای آدم باید خیلی معقول باشه!!! فعلا که به خیر گذشت!

+ تایپ شده درپنجشنبه یازدهم تیر 1388 با انگشتان سپيد |

خوشا به حال اون که تو محلش هوای عاشقی زده به کلش

کسی که قلبش اتصالی داره میدونه عاشقی چه حالی داره

 با این که سخته باز دل نشینه تپش تپش وای از تپش همینه!

اول عشق و عاشقی نگاهه نگاه میگه عاشقتم به مولا به قلب من خوش اومدی بفرما

رد بدل که شد نگاه اول بیرون میاد از سینه آه اول

صدای قلبت اونقدر بلنده که دلبرت میشنوه و میخنده

میخوای بگی فدات بشم الهی میگی که "خیلی مونده تا سه راهی؟"

میخوای بگی بیام به خواستگاری؟ میگی "عجب هوایی داره ساری!"

کوزه ضربه دیده بی ترک نیست حال طرف هم از تو بهترک نیست

میخواد بگه برات میمیرم اصغر میگه "تمنا میکنم برادر"

میخواد بگه بیا به خواستگاریم میگه که "ما پلاک شصت و چاریم!"

...

بعد نوشت:

۱. در حلقه رندان یکی از برنامه های حوزه هنری که میگن شلوغ ترین محفل ادبی کشوره!!! و ظاهرا یکشنبه های اول هر ماه تو تالار اندیشه حوزه هنری برگزار میشه، و اختصاص به شعر طنز داره! و شاعرای مختلف شعرای طنزشون رو میخونن! حالا بگذریم که چی شد و از کجا کتاب چاپ شدش رو دیدم اما به نظر من یکی از بهترین کتابایی که تا به حال خوندم همین مجموعه شعر در حلقه رندان بود! و شاید این شعر که بخشیش رو نوشتم بهترین شعر اون کتاب!

۲. اسم این شعره اسمش "تقدیم به همه با معرفت های عالمه" متاسفانه اسم شاعرش رو یادم رفت اینارم از حفظ نوشتم فک کنم به هم ریختس خلاصه این کتابو دوس دارم!

۳. امتحانامونم به سلامتی تموم شد امروز میرویم منزلمان و عصر میرویم درباره الی را ببینیم فردا هم میرویم به دیدن نمایش استادمان آقای داریوش مودبیان در فرهنگسرای نیاوران

+ تایپ شده درسه شنبه نهم تیر 1388 با انگشتان سپيد |

تصويری از درگيری های اخير تهران!

کن آی هو سام شوز... تنکیو فور نو شوز... کوآت کنون... یونیت لاست...

ژنرال یو آر ویکتوریز...!

شب امتحانه، هیچی نخوندم، خونه عکاس اینا هستیم، کابل شبکه رو هم اوردیم، سه تا نوت بوک داریم: من... حباب... عکاس... دوتاشو به هم شبکه میکنیم و بعد Generals ZH  بهترین بازی دنیا...!!!

نمیدونم گیم نت رفتید یا نه اما ژنرال و  کانتر معروف ترین بازیای گیم نت هستند حالا بمونه که چی شده رفتیم تو کارش و چن ساله تو نخ ژنرالیم شاید از سال ۸۴ و بمونه تو گیم نت بچه سوسولارو لوله میکردیم همه اینا بمونه...!!!

اما شب امتحان ی حال دیگه داره...!

من میشم جی ال ای دمولیشن تو نقشه دقیقا روی ایرانه همشون انتهارین و تو بازی تروریست!!! حباب میشه یو اس آ لیزر...!!!

یو اس پدافنداش قوی هستن جی ال ای حملش!!!  بماند که انصافا حباب قویه اما به هر حال بنده هم بلدم چه جور بازی کنم که دیفیتش کنم...!

دور اول بازی تموم بیس حباب رو میگیرم با اسکات لانجر همه پدافنداش رو میزنم، حباب در میره تو بیس کناری و دوباره از اول خونه اصلیش رو اونجا میسازه دوباره ی سری بوگی و کوآت کنون با آرپی جی زن میارم و از پشت بیسش ی دریچه میزنم و وارد بیسش میسم اول همه خونه برقاشو میزنم وقتی برقاش بره نمیتونه کاری بکنه همه پدافنداش از کار میفته!!! ساعت نزدیک چهاره حباب دیفیت میشه اذون میگن پا میشیم نماز میخونیم!!!

حباب ناراحته میگه بیا ی دس دیپه بازی کنم دیفیتت میکنم میگم حباب امتحان دارم نخوندم میگه بیا زود دیفیتت میکنم ی ربه!!! اعصابم خورد میشه میگم حداقل سه ساعت طول میکشه میخوای منو دیفیت کنی عمرا...! حباب تحمریم میکنه ساعت چهار و نیم... پنج... شش... هفت... هشت... نه... ده...

باید برم امتحان بدم بازی نمیه کاره میمونه!!! 

تموم ذهنم درگیر بازی Generals ZH میرم سر جلسه امتحان...!!

نمیدونم فک کنم سوالات منو دیفیت میکنه...!

شهریور منتظرم...!

شاید معجزه ای بشه و نیفتم هشت ساله هیچ درسی رو نمره کمتر از 12 نگرفتم!!! فک کنم این یکی رو افتادم!

عوض کامنتایی که تو وبتون نزاشتم دوتا کامنت میزارم واس همتون:

1.وبلاگ خوبی دارید به من هم سر بزنید!

2.ویلاگ خیلی خوبی دارید به من هم سر بزنید فقط تورو خدا وقتی اومدید وبم رو تبلیغاتش کلیک کنید ها!!!!

+ تایپ شده دریکشنبه هفتم تیر 1388 با انگشتان سپيد |

بعد نوشت:

۱.مجلس هفتم بود که رسما برای ستاد یک بنده خدایی کار انتخاباتی کردیم دقیقا همون موقع یادمه توبه کردم که دیگه کار انتخاباتی نکنم، گذشت شد مجلس هشتم از شانس گند ما دوباره فراخوانده شدیم برای ی بنده خدای دیگه و حدود یک ماه فی سبیل الله واسش کار کردیم دقیقا همون وقتم توبه کردیم که دیگه نکنیم... انتخابات ریاست جمهوری اصلا قصد نداشتم وارد کار بشم مثل خیلی های دیگه اما...

الانم باز توبه کردیم فقط به خاطر دو تن از حضرات دوستان که رسما فحشم به ما دادند و رفاقتشون خراب شده! انگار که عقده شده باشه بخوان ی احمدی نژادی گیر بیارن سرش خالی کنن... واللا...

فقط ی چیزی .اسم سواله و اون اینکه چرا فک میکنن فقط خودشون آدمن حضرت دوست عزیز که نمیخوام اسمشو ببرم اومده میگه هرکی به احمدی نژاد رای داده الاغه! ما ۲۴ ملیون الاغ داریم من چی بش بگم؟ آخه موندم کسی که اصلا نظام رو قبول نداره ولایت فقیه رو قبول نداره اومده حرف از... بگذریم من که اینجا نمیمونم!

۲.از این پرچم با کلاس ها که سنجاق میشه یه سینه از همونا که احمدی نژادم رو کتش داشت، بلبل از پاساژ قدس خرید مام یکیش رو کف رفتیم، حالا این نشان شده نماد حامیان احمدی نژاد، کلی هم کلاس داره هرکی میبینه میپرسه از کجا خریدی!؟چه خوکشله!

۳.من که اینجا نمیمونم دیروز داشتم به یکی از دوستان میگفتم گفتم قبلا قصد داشتم دیرتر برم اما الان برنامم عوض شد اگه مشکل خاصی پیش نیاد دوس دارم دو یا سه سال دیگه برم!

۴.این بلاگفا رسما قاط زده بود واقعا تصمیم داشتم برم انزلی بلاگ چون سرویسش فعال بود کلی به خودم خندیدم آخر سرم باید برم همون انزلی بلاگ خدا کنه بلاگفا هک نشه!!!

۵.امتحانام با هم تداخل کرده بدجور، بابام میگه حالا بشین تا احمدی نژاد بیاد سر جلسه بهت کمک کنه!!!

+ تایپ شده درسه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 با انگشتان سپيد |

فضای تهران خیلی متفاوت است چند دختر با حجابی متفاوت از آنکه معمولا از حامیان احمدی نژاد میبینم پرچم و عکس دکتر را گرفته اند و چیز چیز میگویند یک پسر با پیشانی بند سبز از کنارشان رد میشود میگوید:

- آزادی نمیخواید؟گشت ارشاد میخواید؟نمیخواید آزاد باشید؟

دختر به موهای بیرون آمده اش و صورت آرایش کرده اش اشاره میکند و میگوید:

-آزادی از این بیشتر؟

خیابان ولیعصر عملا شده است ستاد انتخابات مشترک میرحسین و احمدی نژاد، پرچم بزرگی  را دور خود پیچیده ام از وسط حامیان موسوی رد میشوم، میگویند: دکتر برو گمشو،  یک دختر عکس میر حسین و زنش را گرفته است بالا میگوید: احمدی کم میاره ناموس وسط میاره برایش دست تکان میدهم میگویم:

-بو سبزی میدی!!!

این تیکه از خونه نداشتی چادری زدی یک پسر به یک دختر چادری و حتی شماره چشتو بده بت ی رنگ بزنیم هم باحال تر مینمود کلی حال کردم!!!

چند نفر میخندند دختر میگوید:

- توپ تانک بسیجی نمیخوایم نمیخوایم!!

به این فکر میکنم که کاش فشن می آمدم هرچند آنقدر هم تابلو نبودم!!!

میدان ولیعصر چند نفر روی یک وانت ایستاده اند میرقصند یکیشان دختر است!!! حاماین دکتر شعار میدهند:

-موسوی کم میاره بچه سوسول میاره...

آن طرف تر شعار این است دکتر برو دکتر...!

حامیان دکتر شعاری هیئتی تولید کرده اند:

امشب حرم میر حسین خواب ندارد(2) امان از دل اکبر چه خون شد دل اکبر... چیز!!!

نزدیک اذان است، خسته ام ار مصلا  تا خود میدان ولیعصر را پیاده آمده ام چند مامور نیرو انتظامی به سمت مسجد حرکت میکنند پرچم را تا میکنم و میگذارم درون کیف!

اذان میگویند: الله اکبر...

حامیان میرحسین هنوز میرقصند شعارشان این است:

هرکه با آل علی در افتاد ور افتاد...

بعد نوشت:

کاش همیشه مردم انقد باهم خوب بودند و صمیمی البته طرفدارا با هم، کاش این شوری که بین مردم هست همیشگی بود و برای امام زمان ان وقت...

هرکسی که رای بیاره رئیس جمهور همه ماست چه بش رای داده باشیم چه نه ما به رای دیگران احترام میزاریم

+ تایپ شده درچهارشنبه بیستم خرداد 1388 با انگشتان سپيد |